آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین
کد خبر: ۲۲۹۸۰
تعداد نظرات: ۱۵ نظر
تاریخ انتشار: ۱۷ مهر ۱۳۹۱ - ۰۹:۱۱
فصلی از کتاب جلد دوّم (نگاهي مستند به بازتاب هاي انتشار قانوني و ممنوعيت غير قانوني كتاب شنود اشباح) تحقیق و تألیف رضا گلپور چمركوهى منتشره در پاییز 1383
"عماریون"-


پیش درآمد: گلپور در سال 1383 در جوابیه به مقاله ی محمد قوچانی در روزنامه ی محمد عطریانفر : من گمنام، گمنام‏تر از روحانى شهير اردستان جناب "محمّد حسين جعفرى" يا به اسم مشهورتر جناب "محمّد حسين شريعتى" و يا به لقب معروف، حضرت "شيح‏ الشريعه" يا "شيخ‏ الرئيس" يا… هر چه. بنده از ايشان مى‏پرسم كه "جواد قديرى كفرانى" معروف به "مدرّسى"، شوهر "زهره عطريانفر" چطور به دادستانى، ضدّ كودتاى نقاب، دفتر مرحوم امام(ره)و... نفوذ كرد؟ جناب شيخ ‏الشريعه شهير چرا به بنده گمنام كمك نمى‏رسانند تا اين شبح غير قابل شنود – كه از قضا معمولا روى شنودهاى كليدى اطّلاعاتى كار مى‏كرد – از هاله ابهام خارج شود؟ جناب "عطريانفر" به اين سؤال پاسخ بفرمايند براى افكار عمومى و جوانان تشنه تاريخ انقلاب اسلامى كه آيا پس از فرار ظاهرى شوهرخواهر و خواهرشان با آنان ارتباطى، در حدّ اطّلاع از سرنوشت، مكالمه‏ اى، پرس و جويى، استعلامى، چيزى داشته ‏اند؟مگر دوره‏ هاى عجيب آموزش عقيدتى ايدئولوژيك "جواد مدرّسى"، "سعيد مظفّرى"( همان "سعيد كاشى"، "حجّاريان كاشى"، "جهانگيرصالح‏پور"، "مستر بِرِيدى" ويا همان!...) "تقى محمّدى" و... در ارتش فراموش شدنى ‏اند!؟

فصلی از کتاب جلد دوّم (نگاهي مستند به بازتاب هاي انتشار قانوني و ممنوعيت غير قانوني كتاب شنود اشباح) تحقیق و تألیف رضا گلپور چمركوهى منتشره در پاییز 1383

 

 

فصل چهارم شيخ الشريعه اصفهان  

* از{صفحه 23} روزنامه همشهرى - سه شنبه 29/11/1381 :

وقتى اشباح شنود مى‏كنند ماجراى كتابى كه اعتراض چپ و راست را برانگيخت »عليرضا كيان« {بعد ها شنیدم که این نام مستعار محمد قوچانی بوده است}  

اخيرا كتابى به نام "شنود اشباح" چاپ شده است كه ظاهرا به مرور كارنامه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى مى‏پردازد. نام "رضا گلپور" به عنوان مؤلّف اين كتاب بر روى جلد حك شده و در معرّفى وى آمده است:            

" پژوهشگر و نويسنده آزاد... متولّد 1356 فعّاليّت مطبوعاتى خود را از سال 1374 با چاپ مقالاتى در روزنامه‏ها و مجلاّت داخلى آغاز كرد. تاكنون ده‏ها عنوان مقاله و پژوهش كارشناسى درموضوعاتى نظير تاريخ انقلاب اسلامى، توازن و گسترش توانمندى‏هاى استراتژيك جهانى (در سطوح متعارف و نامتعارف) وضعيّت ژئوپلتيك خاورميانه، مقاومت اسلامى در لبنان و فلسطين، شكل‏گيرى جريان تروريستى القاعده - طالبان توسّط C.I.Aو... از وى منتشر شده است. "    

با وجود اين، نام مولّف، چندان آشنا نيست و بازار كتاب و فرهنگ و سياست كمتر نام وى را شنيده است. از سوى ديگر اين كتاب 1000صفحه‏اى فاقد حتّى يك صفحه تأليف به قلم مؤلّف است، به گونه‏اى كه مقدّمه‏اى هم براى كتاب به چشم نمى‏خورد. مقدّمه ظاهرا اين چند سطر است: "بدين وسيله خالصانه‏ترين احترام‏ها و تشكّرات خود را از همه عزيزانى كه مراحل مختلف تحقيق، تأليف و انتشار اين كتاب، جز به يارى‏شان امكان نمى‏يافت ابراز مى‏دارم. باشد كه تلاش در مسير افشاى ماهيّت منافقين انقلاب اسلامى كامل‏تر و مؤثّرتر شود " اللهم عجّل لوليّك الفرج واجعلنا من المستشهدين بين يديه" البتّه بخشى از كاور كتاب به وصيّتنامه مرحوم{؟!} اسدالله لاجوردى" اختصاص يافته كه در آن مكرّرا آمده است "خطر منافقين انقلاب به مراتب زيادتر ازخطر منافقين خلق است چرا كه علاوه بر همه شيوه‏هاى منافقانه منافقين، سالوسانه در صف حزب‏اللهيان قرار گرفته، صفوف مقدّم را غاصبانه به تصرّف خود درآورده‏اند به گونه‏اى كه عملا" عقل و اراده منفصل برخى تصميم گيرندگان قرار گرفتند" . "شنود اشباح" يازده فصل با نام‏هايى مشابه دارد كه هر يك رازآميز و در ژانر نوشته‏هاى وحشت است:

1 ـ هاشمى هشتم 2 ـ شنود اشباح 3 ـ قوّادان زيتون 4 ـ پاتريس لومومبا 5 ـ تلاشى تلاشها 6 ـ دانه‏هاى شن 7 ـ كودتا در ضدّ كودتا 8 ـ كيد و كلاهى 9 ـ كشميرى شهيد؟! 10 ـ نفوذ نفاق 11 ـ ايران - كنترا.    

كتاب با بريده‏ هايى از برخى كتاب‏هاى مشهور و نيز مقالات معروف مجلاّت تدوين شده است. از جمله {كتابهاى} كا.گ.ب در ايران نوشته "ولاديمير كوزيچكين" ، شاهد (خاطرات "منصور رفيع‏زاده ")، ظهور و سقوط سلطنت پهلوى(خاطرات "حسين فردوست") و... از مجلّه همشهرى ماه نيز مقاله سلام آقاى "خوئينى‏ها" چند بار در كتاب مورد استناد قرار گرفته است. تنها بخش‏هاى تأليفى كتاب دو بخش است: اوّل آنچه "دست نوشته‏ هاى تحقيق كتابخانه‏اى محقّق"( اشاره به مؤلّف، "رضا گلپور")  معرّفى شده و نيزمصاحبه ‏هايى كه با برخى افراد آشكار و پنهان صورت گرفته است. برخى از اين افراد تحت عنوان منبع(ل)، منبع(ص)و... معرّفى شده‏اند و برخى ديگر با نام‏هاى اصلى خود چون "حجت‏الاسلام سيّد احمد علم‏الهدى "( قائم مقام دانشگاه امام جعفر صادق)، "حجت‏الاسلام فلاّحيان "( وزير اسبق اطلاعات)، "سيّد رضا زواره‏اى"( عضو شوراى نگهبان) و... به اظهارنظر پرداخته ‏اند.

"رضا گلپور" همچنين اخيرا در مصاحبه‏اى با روزنامه رسالت دخالت حجت‏الاسلام "روح‏الله حسينيان" در تأليف اين كتاب را رد كرده و گفته است: من صرفا از راهنمايى‏ها و كمك‏هاى وى جهت استفاده از منابع مركز اسناد انقلاب بهره گرفتم.{تنها از باب آشنایی با میزان حرفه ای عمل کردن نویسنده ی مقاله خوانندگان گرامی را به اصل مصاحبه ام با روزنامه ی رسالت که در انتهای متن ضمیمه است ارجاع می دهم.}    

ازسوى ديگر اعضاى مجاهدين انقلاب اسلامى در اين كتاب به طيف گسترده‏اى از اعضاى مؤسّس، سابق، فعلى و... مرتبطين با اين گروه گسترش يافته ‏اند ."بهزاد نبوى"، "سعيد حجّاريان {كاشى"} ، "محمّد عطريانفر"، "عبّاس عبدى"، "فريدون وردى‏نژاد"، "خسرو {قنبرى} تهرانى"، "على‏ربيعى" همگى از نظر مؤلّف اين كتاب در زمره مرتبطين با سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى محسوب مى‏شوند.    

كتاب همچنين عكس‏هايى از "منوچهر قربانى‏فر"(بازيگر ماجراى "مك فارلين")، "مسعود كشميرى"( متّهم اصلى فاجعه 8شهريور ")،"محمّدرضا كلاهى"، "خسرو {قنبرى} تهرانى" و... را به چاپ رسانده كه بعضا براى اوّلين بار منتشر مى‏شوند.

"شنود اشباح" بيشتر به يك پرونده قطور مى‏ماند تا كتابى محقّقانه. كتابى كه تقريبا نيمى از كادرهاى انقلاب اسلامى را به محاق تهمت و افترا مى‏برد. در اين كتاب آقاى "موسوى خوئينى‏ها" به اتّحاد شوروى، "بهزاد نبوى" به مائويست‏هاى چينى و تسخير لانه جاسوسى به طرحى ناشى از اراده چپ ارجاع داده شده است.    

آتش تند مؤلّف كتاب در متّهم ساختن اين كادرها به گونه‏اى بود كه"حسين شريعتمدارى" مدير مسئول روزنامه كيهان نيز طىّ سرمقاله‏اى در اين روزنامه از آن انتقاد كرد.

"شريعتمدارى" در ابتدا به روابط خود با مؤلّف كتاب اشاره كرده و نوشته است :" با توجّه به شناختى كه از نويسنده محترم، متعّهد و جوان كتاب "شنود اشباح" داريم شايد بهتر آن بود كه گفتنى‏ها را با شخص ايشان در ميان مى‏گذاشتيم ولى از آنجا كه اين كتاب چاپ و منتشر شده و در ميدان ديد و قضاوت اين و آن قرار گرفته، گفت‏وگويى خصوصى درباره آن منطقى به نظر نمى‏رسيد." مدير مسئول كيهان سپس به مرزبندى با جريان اصلاح‏طلب ()كه در كتاب مورد حمله قرار گرفته ‏اند)مى‏پردازد و متذكّر مى‏شود كه "نگاه كيهان... نسبت به مواضع و عملكرد برخى از شخصيّت‏هاى مورد اشاره در اين كتاب، منفى است و در پاره‏اى موارد گردش كار سياسى آنها را به نفع دشمنان نظام ارزيابى مى‏كند." امّا "شريعتمدارى" اعلام مى‏كند كه به سه دليل با "شنود اشباح" مخالف است: اوّل - رعايت انصاف در برخورد با مخالفان دوّم - امكان سوءاستفاده دشمنان از كتاب سوّم - ارزش تحقيقى اسناد و تحليل‏هاى كتاب .

بندهاى ديگر يادداشت "شريعتمدارى"به ابطال فرضيّه‏هاى مؤلّف شنود اشباح درباره "موسوى خوئينى‏ها"، "خسرو{قنبرى}تهرانى" و "بهزاد نبوى" مى‏پردازد از جمله مى‏نويسد:" در جاى ديگرى از اين فصل به اظهارات آقاى "فلاّحيان" اشاره شده كه آقاى "خسرو {قنبرى} تهرانى" را يك نيروى اطّلاعاتى تودار معرّفى كرده است. آيا تودار بودن يك عنصر اطّلاعاتى جرم است يا نقطه مثبت؟"{؟!}  

مدير مسئول كيهان افزون بر نقد كتاب به طرح نكته ‏اى نو درباره پاره‏اى از اطّلاعات آن نيز مى‏پردازد كه به نظر مهم مى‏رسد. اين نكته كه عينا از روزنامه كيهان نقل مى‏شود به شرح زير است:    

فصلى از كتاب با عنوان »قوّادان زيتون« به فعّاليّت موساد در ايران قبل از انقلاب اختصاص يافته كه اين بخش، براى شناخت دقيق و عينى مخاطبان نسبت به نقش رژيم صهيونيستى در ايران و سلطه اسرائيل بر منابع و منافع مردم مسلمان اين مرزو بوم، بسيار سودمند و مؤثّر است. و اما در مطالعه اين بخش نيز سؤالى به ذهن خطور مى‏كند كه در خور توجه است و آن سؤال اين است كه در "شبكه زيتون" يعنى شبكه جاسوسى و اطّلاعاتى موساد در ايران دوران طاغوت شخصى به نام "مسعود عاليخانى" نقش اصلى و برجسته ‏اى داشته است تا آنجا كه - مطابق اسناد موجود - اگر افسر اطّلاعاتى سفارت اسرائيل در ايران، فردى را براى همكارى شكار مى‏كرد، مركزيّت موساد در فلسطين اشغالى بدون تأييد "مسعود عاليخانى" اين همكارى معرّفى شده را نمى‏پذيرفت و... كسانى كه از اسناد مربوط به شبكه زيتون باخبرند، به خوبى از نقش كليدى "مسعود عاليخانى اطّلاع دارند{؟!}ولى آنچه سؤال برانگيز است اينكه چرا نويسنده محترم كتاب شنود اشباح، در ميان انبوه اسنادى كه در اين فصل ارائه داده كمترين اشاره‏اى به "مسعود عاليخانى" نكرده است؟ مخصوصا آنكه با توجّه به موضوع كتاب، اشاره به "مسعود عاليخانى" و نقش برجسته و اصلى او در شبكه زيتون، بسيار ضرورى‏تر و با اهمّيّت‏تر{؟!}از اشاره به افرادى نظير "اورى لوبرانى"، "ديويد كيمخى"، "يعقوب نيمرودى"، "عدنان خاشقى" و... ديگر مأموران رژيم صهيونيستى در ايران آن روز بوده است. اين نكته نيز گفتنى است كه "مسعود عاليخانى"، عموى "مهرداد عاليخانى"، يكى از متّهمان قتل‏هاى زنجيره‏اى است كه هم اكنون در بازداشت به سر مى‏برد و با نام مستعار "صادق" فعّاليّت مى‏كرده است.    

با توجّه به تعهّد و دلسوزى نويسنده محترم - و البتّه جوان - كتاب "شنود اشباح" ترديدى نيست كه ايشان به اسناد مربوط به »مسعود عاليخانى« دسترسى نداشته است و به همين علّت از اين مأمور برجسته و مسئول اصلى شبكه زيتون، نامى به ميان نياورده است. ولى نويسنده عزيز بايد به اين نكته كه از ضرورت‏هاى قطعى كار تحقيقى است توجّه مى‏كرد كه در پاره‏اى ازموارد - از جمله همين مورد -ارائه ناقص اسناد درباره موضوع تحقيق {؟!}، مى‏تواند نتيجه را تا مرز تضاد و تفاوت يكصد و هشتاد درجه‏اى تغيير بدهد...   

نكته ‏اى كه از سوى "حسين شريعتمدارى" مورد اشاره قرار گرفته در واقع گوياى صورت ديگرى از يك تحليل است كه به نفوذ بيگانگان در ماجراى قتل‏هاى زنجيره‏اى اشاره دارد و در واقع "شريعتمدارى" ضمن نقد كتاب، پرونده مهم‏ترى را نيز همزمان گشوده است. اما اين پايان ماجراى "شنود اشباح" نبود. در حالى كه روزنامه كيهان از كتاب انتقاد مى‏كرد، هفته ‏نامه شما ارگان جمعيت مؤتلفه اسلامى از "شنود اشباح"استقبال كرد. در عين حال "عبّاس سليمى نمين" مدير مسئول سابق هفته ‏نامه كيهان هوايى ( كه پس از سرپرستى "حسين شريعتمدارى" بر مؤسّسه كيهان "سليمى نمين" از اين مؤسّسه خارج شد) هم از شنود اشباح انتقاد كرد.  "سليمى نمين" كه با عنوان مدير "دفتر تدوين تاريخ ايران" با ايسنا سخن مى‏گفت تأكيد كرد :"اين كتاب تحت تأثير منابع غربى قصد دارد كلّ حركت ضدّ آمريكايى نظام را زير سؤال ببرد و ثابت كند كه اسلام با غرب مشكل ندارد و اين ماركسيست‏ها بودند كه عليه آمريكا اقدام كردند."

"سليمى" همچنين گفت :"انسجام لازم در اين كتاب ديده نمى‏شود. به عبارتى ديگر بسيار مى‏توان نسبت به اهداف آن ظنين بود." با وجود اين گفته مى‏شود "عباس سليمى نمين" پس از خروج از مؤسّسه كيهان در مركز اسناد انقلاب اسلامى، مشغول به كار است. جايى كه مؤلّف شنود اشباح مدّعى است از برخى اطّلاعات آن استفاده كرده است.    

پس از مدّتى در شانزدهم بهمن ماه كيهان توضيحى درباره مقاله "شريعتمدارى" چاپ كرد كه نشان از قاطعيّت مؤلّف شنود اشباح درباره كتاب خود داشت. كيهان چنين نوشت :"در واكنش به يادداشت روز سه شنبه (8/11/81)كيهان كه به نقد كتاب شنود اشباح اختصاص داشت، نويسنده كتاب جوابيّه‏اى ارسال داشته است كه حاوى اتّهامات تازه‏اى عليه برخى ديگر از افراد و مسئولان است. بديهى است درج اين جوابيّه به دليل ايراد اتّهام بدون سند عليه اين و آن - صرفنظر از هويّت ومواضع آنان - مطابق ماده 23قانون مطبوعات ممنوعيّت قانونى{؟!}دارد. بنابراين به نويسنده محترم كتاب پيشنهاد مى‏كنيم اسامى كسانى را كه در جوابيّه ايشان مورد اهانت و اتّهام{؟!}قرار گرفته‏ اند حذف و يا حدّاقل، محلّ نام آنها را نقطه‏چين كند تا از يك سو منع شرعى و قانونى براى چاپ جوابيّه برطرف شود و از سوى ديگر اين فرصت فراهم آيد كه گفتنى‏هاى ديگر كيهان درباره اين كتاب در معرّفى اطّلاع و قضاوت همگان قرار گيرد."{؟!}   

اينكه گفتنى‏هاى ديگر كيهان درباره "شنود اشباح" چيست، مسئله‏اى است كه بايد منتظر ماند تا جوابيّه مؤلّف شنود اشباح به چاپ رسد. تا اينجاى كار هنوز كيهان از چاپ جوابيّه خوددارى كرده است، در حالى كه خبر سايت بازتاب مبنى بر توزيع شبنامه عليه "حسين شريعتمدارى" و تهديدش ازسوى روزنامه كيهان تكذيب شده است .{اين جمله غيرمستند است چرا كه خود روزنامه كيهان در روز پنج‏شنبه 1381/11/17به نشر اين خبر سايت بازتاب در صفحه دوّم روزنامه ستون اخبار ويژه، اقدام كرده بود .}

 * ازجوابيّه محقّق به مقاله همشهرى - چهارشنبه 28/12/1381 : 

 

 

بسمه تعالى عزّه 

مدير مسئول روزنامه همشهرى جناب "عطريانفر"    

با سلام و مطابق با ماده بيست وسوّم قانون مطبوعات جمهورى اسلامى ايران، ضميمه اين يادداشت جوابيّه خود را نسبت به مقاله صفحه بيست و سوّم روزنامه تحت مسئوليّت شما منتشره به تاريخ سه شنبه 29/11/1381 ارسال مى‏كنم. منتظر درج مجّانى آن در همان صفحه و ستون و با همان حروف - در يكى از دو شماره پس از وصول مى‏باشم. والسّلام » رضا گلپور« - 28/12/1381     

ضمن تشكّر از توجّه جناب "عليرضا كيان" نويسنده محترم مقاله "وقتى اشباح شنود مى‏كنند" منتشره در روزنامه همشهرى سه شنبه 29/11/81 ،

الف - پيرامون اينكه نوشته ‏ايد :"نام رضا گلپور به عنوان مؤلّف اين كتاب بر روى جلد حك شده... با وجود اين، نام مؤلّف چندان آشنا نيست و بازار كتاب و فرهنگ و سياست كمتر نام وى را شنيده است."

اوّلا" زمانى كه در شعبه 1410دادگاه عمومى تهران {پس از احضار سریع توسط قاضی مرتضوی و قبل از تفهیم اتهام،} جناب "محمّد عطريانفر" را ملاقات كرده و پرسيدم كه آيا ممكن است بپرسم آقاى "عليرضا كيان" كيست؟ پس از لحظاتى تدقيق و تفكّر با اين پاسخ روبرو شدم كه "نمى‏دانم" و وقتى پرسيدم آيا اين اسم، مستعار است يا خير كه پاى مقاله نقد كتاب بنده در روزنامه همشهرى به آن اشاره شده است، نيز شنيدم كه جناب "عطريانفر" ابراز بى‏اطّلاعى كرده و صراحتا پاسخ داد كه بايد بررسى كنم، الان حضور ذهن ندارم.     

جناب برادر »كيان« كه اميدوارم اين شهرت خانوادگى واقعى شما باشد، چطور وقتى چند روز پس ازچاپ مقاله شما حتّى مدير مسئول روزنامه همشهرى خودتان، نام شما را به خاطر نياورده و وجود حقيقى شما و يا مستعار بودن نام مندرج در مقاله را موكول به بررسى و پرس‏وجو مى‏داند، برگمنام بودن بنده خرده مى‏گيريد؟ ضمن آنكه مگر مستندات مورد اشاره در كتاب بنده با اثبات گمنامى من زير سؤال مى‏رود؟     

 

 

 

ثانيا من گمنام، گمنام‏تر از روحانى شهير اردستان جناب "محمّد حسين جعفرى" يا به اسم مشهورتر جناب "محمّد حسين شريعتى" و يا به لقب معروف، حضرت "شيح‏الشريعه" يا "شيخ‏الرئيس" يا… هر چه. بنده از ايشان مى‏پرسم كه "جواد قديرى كفرانى" معروف به "مدرّسى"، شوهر "زهره عطريانفر" چطور به دادستانى، ضدّ كودتاى نقاب، دفتر مرحوم امام(ره)و... نفوذ كرد؟ جناب شيخ‏الشريعه شهير چرا به بنده گمنام كمك نمى‏رسانند تا اين شبح غير قابل شنود – كه از قضا معمولا روى شنودهاى كليدى اطّلاعاتى كار مى‏كرد – از هاله ابهام خارج شود؟

جناب "عطريانفر" به اين سؤال پاسخ بفرمايند براى افكار عمومى و جوانان تشنه تاريخ انقلاب اسلامى كه آيا پس از فرار ظاهرى شوهرخواهر و خواهرشان با آنان ارتباطى، در حدّ اطّلاع از سرنوشت، مكالمه‏اى، پرس و جويى، استعلامى، چيزى داشته ‏اند؟

مگر دوره‏هاى عجيب آموزش عقيدتى ايدئولوژيك "جواد مدرّسى"، "سعيد مظفّرى"( همان "سعيد كاشى"، "حجّاريان كاشى"، "جهانگيرصالح‏پور"، "مستر بِرِيدى" ويا همان!...) "تقى محمّدى" و... در ارتش فراموش شدنى‏اند!؟    

ب - شهيد مظلوم و سيّد خدوم جمهورى اسلامى را كه روز روشن در بازار تهران به وسيله دهها گلوله شليك شده تروريستهايى كه حدّاقل رسما از عناصر منافقين خلق معرّفى گشتند، به عنوان "مرحوم اسدالله لاجوردى" مورد اشاره قرار مى‏دهيد و همزبان با كسانى مى‏شويد كه اخبار ترور فوق را به عنوان سانحه و آن شهيد خار چشم منافقان را به عنوان قربانى يك حادثه در روزنامه‏ها و نقل قولهايشان معرّفى مى‏كردند.  

"كيان"عزيز!، اين افراد كه امروز "لاجوردى" را مرحوم مى‏خوانند و مى‏نامند،دو دهه پيش عنصر سى.آى.اى پرورده جانى و تروريست را روز روشن به عنوان "شهيد مسعود كشميرى" پيكر سازى كردند. والله اينان پيش قاضى، معلّق بازى مى‏كنند. پيش من و تو كه جاى خود. اين به كنار. چرا وقتى به قسمت اصلى وصيّتنامه شهيد "لاجوردى" كه در كاور كتابم منتشر شده بود اشاره كرده‏اى، تكّه كليدى آن را سانسور مى‏كنى؟ من در كاور كتابم ذيل عكس مستند تشييع جنازه شهيد !"مسعود كشميرى"در نهم شهريور 1360اين قسمت از وصيتنامه شهيد ژرف انديش"آسيّداسدالله لاجوردى"(ره) را منتشر كردم كه فرموده بود: خدايا تو شاهدى چندين بار به عناوين مختلف، خطر "منافقين انقلاب" را (همانها كه التقاط به گونه "منافقين خلق" سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را پر كرده و همانا رياكارانه براى رسيدن به مقصودشان دستمال ابريشمى بسيار بزرگ، به بزرگى مجمع‏الاضداد به دست گرفته ‏اند؛ هم"رجايى"و "باهنر" را مى‏كشند و هم به سوگشان مى‏نشينند، هم با منافقين خلق پيوند تشكيلاتى و سپس !... برقرار مى‏كنند، هم آنان را دستگير مى‏كنند و هم براى آزاديشان و اعطاى مقام و مسئوليّت بدانان تلاش مى‏كنند و از افشاى ماهيّت كثيف آنان سخت بيمناك مى‏شوند، هم در مبارزه عليه آنان ( و در حقيقت براى جلب رضايت مسئولين و نجات بنيادى آنان) خود را در صف منافق‏كشان مى‏زنند و هم در حوزه‏هاى علميّه به فقه و فقاهت روى مى‏آورند تا مسير فقه را عوض كنند) به مسئولين گوشزد كرده‏ام.    

ج - در ابتداى مقاله شما جناب "كيان"، آمده است :" اين كتاب هزار صفحه‏اى فاقد حتّى يك صفحه تأليف به قلم مؤلّف است" .و چند پاراگراف بعد درست در تعارض با آن آمده :" آتش تند مؤلّف كتاب در متّهم ساختن اين كادرها به گونه‏اى بود كه "حسين شريعتمدارى"مدير مسئول روزنامه كيهان نيز طىّ سرمقاله‏اى در اين روزنامه ازآن انتقاد كرد"...

د - در انتخاب تيتر مطلب فوق چه بسا سوءتفاهم شده باشد. بهتر بود به جاى "وقتى اشباح شنود مى‏كنند" با فرض بر اينكه بنده را شبح بدانيد، مى‏نوشتيد "وقتى شبح! شنود مى‏كند. "ضمن اينكه اعلام مى‏كنم بنده برخلاف باند "مسعود كشميرى"، گروهك "جواد قديرى"، سرپلهاى "منوچهر قربانيفر"، رابطان "اميرام نير" اسرائيلى و "مك فارلين" آمريكايى و:... چيزى در سابقه زندگى 25 ساله‏ام ندارم كه شبح خوانده شوم. من "رضا گلپور" كمترين بنده حضرت حق، اميدوار به رحمت بيكران و در عين حال خائف از شديدالعقاب بودن لايتناهى ‏او (جلّ جلاله) متولّد 1356شهررى، بدون هرگونه اسم مستعار به شما اعلام مى‏كنم ايكاش تيتر مطلب خود را چنين انتخاب مى‏كرديد :"وقتى كتاب شنود اشباح چاپ شد، نويسنده‏اش بايد به ارواح بپيوندد." و توضيح مختصرى هم مى‏داديد كه با دستور مستقيم و پيگيرى رياست محترم جمهور{سید محمد خاتمی} در كابينه دولت بنده از حقّ قانونى چاپهاى بعدى كتاب محروم شده، سر و كارم با دو وزير{اطلاعات و فرهنگ} و چند وكيل مجلس و رئيس دبيرخانه امنيّت ملّى و... مى‏افتد حال آنكه پس از ماهها، حتّى يك نفر از افراد كليدى مورد اشاره در كتاب بنده كه مستقيما با اشباح تروريست در ارتباط بوده‏اند استنادات تحقيقات كتاب را رد و يا حدّاقل تكميل نكرده‏اند.    

د - در مقاله فوق‏الذكّر، آقا "كيان" عزيز آورده‏اى :"در واقع "شريعتمدارى" ضمن نقد كتاب، پرونده مهمّ‏ترى را نيز همزمان گشوده است."و اشاره شما به اين بخش از نوشته "حسين شريعتمدارى" بود كه عينا نقل شده بود :"فصلى از كتاب {شنود اشباح} با عنوان قوّادان زيتون به فعّاليّت موساد در ايران قبل از انقلاب اختصاص يافته... در مطالعه اين بخش نيز سؤالى به ذهن خطور مى‏كند كه در خور توجّه است و آن سؤال اين است كه در شبكه زيتون يعنى شبكه جاسوسى و اطّلاعاتى موساد در ايران دوران طاغوت شخصى به نام "مسعود عاليخانى" نقش اصلى و برجسته ‏اى داشته است، تا آنجا كه - مطابق اسناد موجود - اگر افسر اطّلاعاتى سفارت اسرائيل در ايران، فردى را براى همكارى شكار مى‏كرد، مركزيّت موساد در فلسطين اشغالى بدون تأييد "مسعود عاليخانى" اين همكارى معرّفى شده را نمى‏پذيرفت... كسانى كه از اسناد مربوط به شبكه زيتون باخبرند به خوبى از نقش كليدى "مسعود عاليخانى" اطّلاع دارند. ولى آنچه سؤال‏برانگيز است اينكه چرا نويسنده محترم كتاب شنود اشباح، در ميان انبوه اسناد كه در اين فصل ارائه داده كمترين اشاره‏اى به"مسعود عاليخانى" نكرده است؟ مخصوصا آنكه با توجّه به موضوع كتاب، اشاره به "مسعود عاليخانى" و نقش برجسته و اصلى او در شبكه زيتون، بسيار ضرورى‏تر و با اهميّت‏تر از اشاره به افرادى نظير "اورى لوبرانى"،"ديويد كيمخى"، "يعقوب نيمرودى"، "عدنان خاشقى" و... ديگر مأموران رژيم صهيونيستى در ايران آن روز بوده است. اين نكته نيز گفتنى است كه "مسعود عاليخانى"، عموى "مهرداد عاليخانى"، يكى از متّهمان قتلهاى زنجيره‏اى است كه هم اكنون در بازداشت به سر مى‏برد و با نام مستعار "صادق" فعّاليّت مى‏كرده است.

" كيان جان! " من فرداى آن روزى كه اين مكشوفات ذهن برادر "حسين" و مشاوران ويژه‏اش در روزنامه كيهان چاپ شد، جوابيّه‏ام را شخصا به دفتر او تحويل دادم كه تا به امروزچاپ نشد و تقاضاى الزام كيهان مطابق با قانون هم تا اين لحظه نتيجه‏اى عايدم نكرد. امّا اينكه اذهان متوهّم عدّه‏اى مثل"حسين شريعتمدارى" با آن سوابق درخشان همكارى با همين "صادقى" كه او هويّتش را اين چنين مى‏آورد در معرض قضاوت افكار عمومى منصف قرار بگيرد اين سؤال را مطرح مى‏كنم كه در زمان طاغوت و وجود خط استراتژيك همكارى اسرائيلى‏ها با دربار و حاكمان فاسد پهلوى با چه منطق و شعورى، صهيونيستها يك ايرانى مسلمان (كه هم مليّت و هم دين بيگانه داشته) را در جايگاهى ضرورى‏تر و با اهمّيّت‏تر از عناصر كليدى جانى و آدمكش يهودى و اسرائيلى قرار مى‏دادند؟ نفاق بد دردى نيست؟!    

من در جوابيّه اوّلم (مورّخه 9/11/81 – فرداى انتشار سرمقاله كيهان) به صراحت خطاب به "شريعتمدارى"  اين نعل وارونه در تحليل‏ها را آشكار كرده بودم كه :"با تذكّر اين نكته كه مطابق با دستورات دينى و شرعى اسلامى در مقابل ذرّه ذرّه حركت خود به ويژه در عرصه قلمى، عندالله مسئول هستيم، به عنوان آخرين عرايضم و از باب العاقل يكفيه الاشاره و در جواب كشف عجيبى كه آقا(ج){جواد آزاده} داشته ‏و شما با اعتماد كامل به او و يا حاميانش به عنوان نكته گفتنى به آن با قطعيّت استناد مى‏كنيد:     

اوّلا" آيا اگر عموى كسى با خدا و دين خدا دشمنى داشت، نتيجه مى‏دهد كه او هم با خدا و دين خدا دشمن است و افشاى اسرار او آن هم به اعتبار نظرات عناصر فاقد صلاحيّت لازم قضايى كارى جوانمردانه و صحيح است؟ اگر كسى متهم به قتل شده است (كه در جاى خود مى‏بايد توسّط سيستم قضايى مورد رسيدگى قرارگيرد) با فرض عضويّت عمويش در زيتون محكوم به عضويّت در شبكه موساد مى‏گردد؟ با اين استدلال چه جوابى فرضا براى عموى حضرت رسول اللّه كه حتّى در قرآن علنا به جهل و تباهى او اشاره مى‏شود، خواهيم داشت؟     

ثانيا درست بخاطر دارم كه در مسير تحقيقات و پژوهش پيرامون صحّت و مستند بودن اين ادّعا در دسترسى به اسناد زيتون و نقش "عاليخانى" برايم كاملا" روشن گرديد كه اين ادّعا پيرامون "مهرداد عاليخانى" كذب محض بوده است. چرا كه تنها عموى "مهرداد" به نام "على جعفر عاليخانى" كه حوالى سال 64 فوت كرد با "مسعود" مورد ادّعاى جنابعالى داراى اختلاف حتّى در نام خانوادگى است. "مسعود" عضو زيتون، شهرت "امير عاليخانى" دارد."

5 ـ كى شعر ترانگيزد خاطر كه حزين باشد يك نكته در اين معنى گفتيم و همين باشد  

جام مى و خون دل هر يك به كسى دادند در دايره قسمت اوضاع چنين باشد  

در كار گلاب و گل حكم ازلى اين بود...     

در دارين موفّق باشيد ـ »رضا گلپور« 28/12/81

* از {صفحه 15} روزنامه همشهرى - چهارشنبه 20/1/1382 : 

باز هم شنود اشباح "رضا گلپور"

 ضمن تشكّر از توجّه جناب "عليرضا كيان" نويسنده محترم مقاله "وقتى اشباح شنود مى‏كنند" منتشره در روزنامه همشهرى، سه شنبه 29/11/81 ، الف - پيرامون اينكه نوشته ‏ايد :" نام "رضا گلپور" به عنوان مؤلّف اين كتاب بر روى جلد حك شده... با وجود اين، نام مؤلّف چندان آشنا نيست و بازار كتاب و فرهنگ و سياست كمتر نام وى را شنيده است." مگر مستندات مورد اشاره در كتاب بنده با اثبات گمنامى من زير سؤال مى‏رود؟ ب - شهيد مظلوم و سيّد خدوم جمهورى اسلامى را كه روز روشن در بازار تهران به وسيله ده‏ها گلوله شليك شده تروريست‏هايى كه حدّاقل رسما از عناصر منافقين خلق معرّفى گشتند، به عنوان "مرحوم اسدالله لاجوردى" مورد اشاره قرار مى‏دهيد و همزبان با كسانى مى‏شويد كه اخبار ترور فوق را به عنوان سانحه و آن شهيد خار چشم منافقان را به عنوان قربانى يك حادثه در روزنامه‏ها و نقل‏قول‏هايشان معرّفى مى‏كردند. كيان عزيز، اين افراد كه امروز "لاجوردى" را مرحوم مى‏خوانند و مى‏نامند، دو دهه پيش عنصر سى.آى.اى پرورده جانى و تروريست را روز روشن به عنوان "شهيد مسعود كشميرى" پيكرسازى كردند. والله اينان پيش قاضى، معلّق بازى مى‏كنند، پيش من و تو كه جاى خود، اين به كنار. چرا وقتى به قسمت اصلى وصيتنامه شهيد "لاجوردى" كه در كاور كتابم منتشر شده بود اشاره كرده‏اى، تكّه كليدى آن را سانسور مى‏كنى؟ من در كاور كتابم ذيل عكس مستند تشييع جنازه شهيد !"مسعود كشميرى" در نهم شهريور 1360اين قسمت از وصيّتنامه شهيد ژرف انديش "آسيّدالله لاجوردى"(ره) را منتشر كردم كه فرموده بود: خدايا تو شاهدى چندين بار به عناوين مختلف، خطر... را (همان‏ها كه التقاط به گونه »منافقين خلق« سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را پركرده )....به مسئولين گوشزد كرده‏ام. ج - در ابتداى مقاله شما جناب »كيان«، آمده است :"اين كتاب هزار صفحه‏اى فاقد حتّى يك صفحه تأليف به قلم مؤلّف است." و چند پاراگراف بعد درست در تعارض با آن آمده :"آتش تند مؤلّف كتاب در متّهم ساختن اين كادرها به گونه‏اى بود كه »حسين شريعتمدارى« مدير مسئول روزنامه كيهان نيز طىّ سرمقاله‏اى در اين روزنامه ازآن انتقاد كرد"... د - در انتخاب تيتر مطلب فوق چه بسا سوءتفاهم شده باشد بهتر بود كه به جاى »وقتى اشباح شنود مى‏كنند« با فرض بر اينكه بنده را شبح بدانيد، مى‏نوشتيد »وقتى شبح! شنود مى‏كند... « ه - در مقاله فوق‏الذّكر، آقا »كيان« عزيز آورده‏اى :"در واقع »شريعتمدارى« ضمن نقد كتاب، پرونده مهمّ‏ترى را نيز همزمان گشوده است."و اشاره شما به اين بخش از نوشته »حسين شريعتمدارى« بود كه عينا نقل شده بود. كيان جان! من فرداى آن روزى كه اين مكشوفات ذهن برادر »حسين« و مشاوران ويژه‏اش در روزنامه كيهان چاپ شد، جوابيّه‏ام را شخصا به دفتر او تحويل دادم كه تا به امروزچاپ نشد.   

* از متن شكايتنامه محقّق عليه "محمّد عطريانفر"- يكشنبه 24/1/1382 : 

 

 

 

باسمه تعالى مكره 

رياست محترم مجتمع قضايى كاركنان دولت با سلام، بدينوسيله از آقاى "محمّد عطريانفر" مديرمسئول روزنامه همشهرى بدليل درج قسمتى از پاسخ كتبى بنده، به صورتى كه آن را ناقص، نامفهوم و در پاره‏اى موارد متناقض با مطالب مطروحه پاسخ بنده به مقاله مندرج در روزنامه هميشهرى سه شنبه 29/11/1381 ساخته بود، اعلام شكايت مى‏كنم.    

پاسخ بنده در ده صفحه دستنويس و مفصّل خطاب به مدير مسئول همشهرى نگاشته شده بود كه در تاريخ 28/12/81 تحويل آن روزنامه گرديد. روزنامه فوق سه روز پس از پايان مهلت قانونى مورد اشاره در قانون مطبوعات (يعنى در 20/1/81 ) تنها گوشه‏هاى كوچكى از آن پاسخ را به شكل دست چين شده و ناقص كنار هم چيده و ضمن قلب و تحريف مسائل مطروحه در پاسخ بنده، گستاخانه به سانسور نظرات بنده پرداخته و جوابيّه‏ام را تحريف شده و بريده بريده و در ستون پايين صفحه منتشر نمود.    

جالب اينجاست كه قسمتهاى كليدى مورد اشاره بنده در جوابيّه، مربوط به ارتباطات خودآقاى "عطريانفر" با اعضاى سازمان منافقين خلق بويژه خواهر و شوهرخواهر منافق و خطرناكش ("جواد قديرى" با اسم مستعار "مدرّسى ") و نيز ارتباطات مشكوك آن دو با "محمّد حسين جعفرى" مشهور به "محمّد حسين شريعتى" ملقّب به شيخ‏الشّريعه يا شيخ‏الرّئيس اصفهان و نيز باطل بودن ادّعاهاى نويسنده مقاله به هويّت ظاهرى مكتوب "عليرضا كيان" بود كه به تيغ سانسور جناب "عطريانفر" سپرده شد. گويا طرح حقايق به حضرات كه مى‏رسد هيچ قانونى ولو با صراحت ماده 23نيز ارزش عمل و تعهّد ندارد. خواستار صدور قرار الزام به چاپ كامل - و بدون تحريف - جوابيّه‏ام - مطابق با تبصره يكم ماده 23 - توسّط نظام قضايى كشور و همچنين رسيدگى به شكايتم از شخص "محمّد عطريانفر" به دليل ارتكاب به اعمال سانسور، تحريف مقاله بنده و قلب وقايع مورد اشاره در آن، عدم پايبندى به قانون مطبوعات، نشر اكاذيب (بويژه چاپ مطلبى بريده بريده و تحريفى به نام بنده ونيز انتساب تيتر انتخابى خود به بنده)، عدم رعايت حقوق معنوى اينجانب، تأخير در درج و انتشار اصل جوابيّه‏ام تا به امروز، ايجاد انحراف در افكار عمومى نسبت به بنده، نظرات و تحقيقات مستند منتشره در كتاب شنود اشباح و دفاع ازمنافقين خلق از طريق اعمال سانسور و ردگم كنى آن هم تحت نشر مقاله‏اى به نام بنده؛ مى‏باشم. متن مقاله اوّل همشهرى، جوابيّه بنده و مطلب تحريفى منتشره به نام بنده به ترتيب ضميمه است. خداوند منافقين را هر چه سريعتر و كامل‏تر رسوا نمايد. 

"رضا گلپور چمركوهى"  يكشنبه 27/1/1381   

* از روزنامه ايران - دوشنبه 25 فروردين 1382: 

شكايت "گلپور" از "عطريانفر"

"رضا گلپور"، نويسنده كتاب »شنود اشباح« در شعبه 1410دادگاه ويژه كاركنان دولت شكايتى عليه "عطريانفر" مدير مسئول روزنامه همشهرى تسليم كرد.  

*از روزنامه نسيم صبا - دوشنبه 25/1/1382 : 

شكايت از »همشهرى« به گفته ايسنا "رضا گلپور" نويسنده كتاب »شنود اشباح« ازروزنامه همشهرى شكايت كرده است: پيش‏بينى مى‏شود "محمّد عطريانفر" مدير مسئول اين روزنامه براى پاسخ به اتّهامات به دادگاه مطبوعات احضار خواهد شد. 

* از روزنامه خبر - دوشنبه 25/1/1382 : 

یك نويسنده ازمدير مسئول روزنامه همشهرى شكايت كرد نويسنده كتاب شنود اشباح براى ارائه شكوايّيه عليه "محمّد عطريانفر" مدير مسئول روزنامه همشهرى در دادگاه ويژه رسيدگى به جرايم كاركنان دولت حاضر شد.  "رضا گلپور" در گفت‏وگو با خبرنگار ايرنا گفت:"عطريانفر" جوابيّه من را تحريف كرده است به گونه‏اى كه قلب ماهيّت شده است. وى افزود: بخشهايى از جوابيّه كه ارتباط با خودشان بوده كاملا حذف شده است.  {اين خبر در همين روز توسّط روزنامه آفرينش نيزمنتشر گرديد.}

 *از روزنامه همبستگى - دوشنبه 25/1/1382 : 

شكايت "گلپور" ازدو روزنامه    

...{علی ربیعی یا همان}برادر "عباد" ازمن شكايت كرده كه اين پرونده در مسير رسيدگى است و من خوشحالم كه مى‏توانم ناگفته‏ هايم را در اين جلسه دادگاه مطرح كنم.

"رضا گلپور"، نويسنده كتاب شنود اشباح در گفت‏وگو با خبرنگار همبستگى ضمن بيان اين مطلب افزود :" مهمترين و بيشترين پيگيرى من در مورد شكايت اينجانب از "حسين شريعتمدارى" است كه اميدوارم شامل مرور زمان نشود. وى در مورد شكايت از "محمّد عطريانفر"، مدير مسئول روزنامه همشهرى گفت: در تاريخ 29بهمن ماه سال گذشته در اين نشريّه مقاله‏اى به نام "عليرضا كيان" درمورد اينجانب و كتاب شنود اشباح چاپ كرد كه پس از تحويل جوابيّه‏اى در تاريخ 28اسفندماه سال گذشته، روزنامه همشهرى با سه روز تأخير {تنها جزئی از } اين جوابيّه را منتشر كرد. "گلپور" ادامه داد: آنچه چاپ شد، قلب در پاسخ شده و جوابيّه سانسور شده بود و قسمت‏هايى از آن حذف شده به گونه‏اى كه مطلبى متعارض با نوشته من به چاپ رسيد. وى با تأكيد بر اينكه، اين شيوه چاپ جوابيّه را خلاف اخلاق ژورناليستى و خلاف ماده 23قانون مطبوعات مى‏دانم، گفت: علاوه بر اين موضوع بخش كليدى جوابيّه كه مربوط به "زهره عطريانفر" از اعضاى سازمان مجاهدين و ارتباط اين دو نفر با "محمّد حسين جعفرى" مشهور به "شريعتى" و ملقّب به شيخ‏الشّريعه اصفهان بوده را سانسور كردند.  "گلپور" ادامه داد: به دليل اينكه مطالب كليدى جوابيّه اينجانب را كه در مورد خودشان ("عطريانفر ") بوده حذف كردند، مطابق بند يك ماده 23قانون مطبوعات ازدادگاه خواسته‏ ام كه روزنامه همشهرى ملزم به چاپ كامل جوابيّه شود. وى در موردشكايت ديگر خود از روزنامه توسعه گفت: اين نشريّه در تاريخ 21 اسفند ماه سال گذشته خبرى را به چاپ رسانده بود كه من در خصوص اين خبر در تاريخ 20بهمن ماه همان سال جوابيّه را به روزنامه ارسال كردم.  "گلپور" ادامه داد: مسئولان روزنامه ابتدا اعلام كردند كه فاكس روزنامه خراب است و پس از پيگيرى‏هاى مداوم من اعلام كردند كه جوابيّه را منتشر نخواهد كرد. گفتنى است "رضا گلپور"، روز گذشته با حضور در شعبه 1410مجتمع قضايى جرايم كاركنان دولت، شكايات خود را تسليم دادگاه كرد.  

 

 

ضمیمه :

از روزنامه رسالت – سه‏شنبه 1/11/1381 : 

گفتگو با "رضا گلپور" مؤلّف كتاب شنود اشباح آنچه در زير مى‏خوانيد گفتگوى خبرنگار ما با "رضا گلپور" نويسنده كتاب جديدالانتشار »شنود اشباح« است كه در خصوص ويژگى‏ها، اهداف و نتايج حاصل از تأليف اين كتاب انجام گرفته است. »شنود اشباح« پژوهشى است كه به بررسى كارنامه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى مى‏پردازد.     

در آغاز اين گفتگو از "رضا گلپور" پيرامون محتوا و ويژگيهاى »شنود اشباح« پرسيديم. گفت:   " ما در تاريخ انقلاب با تيمى برخورد مى‏كنيم كه به دليل فقدان تجربه امنيّتى و مطالعات راهبردى منظّم، از عملكرد اين مجموعه بارها متضرّر شده و انقلاب از آنها ضربه خورده است. من در اين كتاب سعى كرده‏ام با مراجعه به اسناد، بخشى از حالت شبح گونه‏اى كه بر اين تيم حاكم است را بگشايم."

وى گفت :" از روز اوّلى كه تأليف اين كتاب را شروع كردم هدفم جمع‏بندى و تمركز بر عناصر سازمان مجاهدين نبود؛ بلكه هدفم جمع‏بندى و تحليل فتنه‏هايى بود كه دشمنان عليه ما ايجاد كردند. امّا در مسير رسيدگى به اسناد تاريخى غيرقابل انكار بويژه اسناد منتشر شده بعد از دهه 90 ميلادى  و بخصوص اسناد مربوط به پروژه »ايران كنترا« به نتايجى رسيدم كه پاى سازمان را به ميانه كار مى‏كشيد."

وى در خصوص اسناد مورد استفاده خود در تأليف اين كتاب گفت :"در تأليف اين كتاب از اسناد طبقه‏بندى سازمانى استفاده نشده است. چون اسناد و ناگفته‏ ها در اين خصوص به اندازه‏اى است كه مى‏شود تا رسيدن به بخش بررسى اسناد طبقه‏بندى شده به آن پرداخت. "

 وى خاطرنشان كرد :" اين كتاب حاصل مجموعه مصاحبه‏هاى حضورى است كه با تعداد زيادى از افراد مختلف صورت داده‏ام. مصاحبه با اين افراد از آبدارچى جلسه‏اى كه در آن شهيدان »رجايى« و »باهنر« به شهادت رسيدند شروع شده تا سطوح عالى و افرادى كه در مقاطعى داراى سمتهايى در اين نظام بوده‏اند ادامه پيدا مى‏كند.     

ضمن اينكه در كنار اين مصاحبه‏ها از حدود 72 كتاب داخلى و خارجى و نشريّات و مجلاّت مختلف استفاده نموده‏ام"

وى گفت :" در انجام اين تأليف 8 نشريّه آمريكايى و 9 نشريّه انگليسى زبان، 8 نشريّه فرانسوى، 8 نشريّه آلمانى، 15 نشريّه عربى، 4 نشريّه ايتاليايى و 2 نشريّه اسپانيايى مورد رجوع من بود."

"گلپور" در خصوص مدّت زمان تأليف اين كتاب گفت :" كار فيش‏بردارى را از 4سال پيش آغاز كردم اما از يكسال پيش بود كه به اين جمع‏بندى رسيدم كه بايد اين كتاب را به شكلى كه عرضه شده است، تدوين نمايم."

مؤلّف كتاب »شنود اشباح« در خصوص مراجعه و مصاحبه با اعضاى سازمان مجاهدين براى تأليف اين كتاب گفت :" سازمان مجاهدين يك اسم عام است. يعنى بسيارى از افراد را داشتيم كه از مقطع ائتلاف 7 گروه در اين سازمان حضور داشتند امّا بعدها در مراحل مختلف از آن جدا شدند. لذا اگر سازمان را به اين معناى عام در نظر بگيريد بايد بگويم با عناصر زيادى از اعضاى اين سازمان صحبت كردم. ضمن آنكه تلاش كردم با عناصر طيفى كه در اين كتاب مورد بررسى و نقد واقع شده‏اند نيز به گفتگو بنشينم، امّا نپذيرفتند."

وى گفت: »هنوز كارنامه و شيوه‏ هاى نفوذ افرادى مثل{"مسعود}كشميرى"، "جواد قديرى {كفرانى "} و "تقى محمّدى "{معروف به "اكبرى " } دراطّلاعاتى‏ترين اركان نظام نوپاى جمهورى اسلامى ايران مورد بررسى قرار نگرفته است تا روشن شود رشد اين افراد مديون حمايتها و معرّفى‏هاى كدام سازمان بوده است."

وى با ردّ دخالت حجت‏الاسلام و المسلمين"حسينيان" در تاليف و تدوين اين كتاب گفت :"آقاى "حسينيان" از زحمت‏كشان تاريخ معاصر انقلاب اسلامى است و من صرفا از راهنماييها و كمكهاى وى جهت استفاده از منابع مركز اسناد انقلاب بهره گرفتم و آقاى "حسينيان" غير از همين كمكها، هيچ گونه دخالتى در تأليف كتاب »شنود اشباح« نداشته است. ضمن آنكه من از تمام منتقدين و طرّاحان چنين شايعاتى مى‏خواهم تا در عمق مطالب مطرح در اين كتاب دقيق شوند و به جاى شايعه‏سازى و تخريب، محتواى آن را مورد بررسى قرار داده و كلام را و نه نويسنده آن را نقد نمايند."

 

 

{علاقمندان به تهیه ی کتاب جلد دوّم (نگاهي مستند به بازتاب هاي انتشار قانوني و ممنوعيت غير قانوني كتاب شنود اشباح) تحقیق و تألیف رضا گلپور چمركوهى میتوانند با پخش نادر (09195382775) تماس حاصل نمایند.}

 

 

 

 

 

 





نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱۵
حسين
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۰۷ - ۱۳۹۱/۰۷/۱۷
15
28
من به عنوان كسي كه روي تاريخ معاصر مطالعه كرده ام، در خصوص پرونده ننگين سازمان مجاهدين و گروهك بهزاد نبوي تا به حال مطالبي به روشني كتاب شنود اشباح نديدم. دستش درد نكند كه نسل سومي ها را بخصوص با عملكرد سياه بعضي ها آشنا كرد
ali
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۵۶ - ۱۳۹۱/۰۷/۱۸
10
15
اي كاش جوانان پژوهشگري مانند آقاي گلپور را دولت ها بايكوت نمي كردند و اجازه مي دادند كه وي تحقيقات تاريخي اش را آزادنه منتشر كند نه اينكه با پول بيت المال به جانش بيفتند و چند تا چند تا وكيل الوله اجاره كنند تا به دادگاه بكشانندش /
اون از دولت منافق خاتمي كه با شنود اشباح اون برخورد رو كرد اين هم از دولت مشايي نژاد كه مي خواهند سر به تن وي نباشد
محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۲۸ - ۱۳۹۱/۰۷/۱۸
0
3
http://www.nedayeenghelab.com/vdcd5k09.yt0xo6a22y.html
اندیشکده تردید
|
Turkey
|
۰۱:۳۰ - ۱۳۹۱/۰۷/۲۰
8
10
xرضای گلپور عزیز، مسیر مبنائی را گزیده ای ، با احترام بشما ججلو برو، توکلنا الله
علی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۷/۲۰
9
10
جوانان حامی سعید جلیلی


http://jalili-saeid.blogfa.com/
علی تنکابنی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۲۸ - ۱۳۹۱/۰۷/۲۱
11
13
جوانان حامی دکتر سعید جلیلی

http://jalili-saeid.blogfa.com/
پاسخ ها
زیبا
| Iran, Islamic Republic of |
۰۸:۱۸ - ۱۳۹۱/۰۷/۲۴
شما لطفا از این آب گل آلود ماهی نگیر . . .
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۲:۴۱ - ۱۳۹۱/۰۹/۰۶
عقلت كجاست؟
محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۵۷ - ۱۳۹۱/۰۷/۲۳
4
13
بعد از این همه مدت چرا کسی این حرفها را تایید یا تکذیب نمی کند ؟
گویا سکوت علامت رضاست حقیقت دارد .
اگر این افراد خائن هستند پس چرا کسی نمی خواهد یا نمی تواند به پرونده آنها رسیدگی کند ؟
انگلیس خوب مهره هایی دارد و در هر لباسی هم هستند از کراواتی بگیر تا معمم .
در شرایطی که انقلاب نوپا بود این افراد با نفوذ در حساس ترین مناسب مهلک ترین ضربه ها را وارد می نمودند .
دستور ترور می دادند و پس از ترور در مراسم ترور شده اشک می ریختند . . .
هم شریک دزد بودند هم رفیق قافله .
عجب شیر تو شیری بوده و . . .
مخ من هنگ کرده .
مطالبی با دلایل غیرقابل انکار اما گویا مصالح چیز دیگریست . . .
بگذریم
پاسخ ها
زیبا
| Iran, Islamic Republic of |
۰۸:۱۸ - ۱۳۹۱/۰۷/۲۴
گذشتند و گذشتیم . . .
گلىجون
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۵۶ - ۱۳۹۱/۱۲/۳۰
0
7
خوب بود برنامه مناظره براى موافقىن ومخالفىن کتاب شنوداشباح ترتىب بدهند
وقت به خیر
|
United Kingdom
|
۰۵:۴۷ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۱
0
0
دنبال یک پی دی اف هستم که قبلا گذاشته بودید در مورد حجاریان و میر ماسون وباقی اصلاحاتیا و چگونگی نفوذشون در حکومت چرا اون رو برداشتید من دنبال اونم
مدیر پایگاه آدرس پست الکترونیک خود را وارد نمایید تا خدمت شما ارسال شود.
رضا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۰۴ - ۱۳۹۳/۰۴/۱۳
0
0
با سلام و خسته نباشید
چنانچه زحمتی نیست پی دی افی که قبلا گذاشته بودید در مورد حجاریان و میر ماسون وباقی اصلاحاتیا و چگونگی نفوذشون در حکومت برای من هم بفرستید.
قبلا از زحمتی که میکشید سپاسگزارم
مرتضی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۹ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۵
3
0
یه مشت مالیخولیایی جمع شدین دور هم شادین از بودن با هم
لیلی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۲۶ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۲
0
0
با سلام و سپاس
از زحمات شما بسیار ممنونم امیدوارم جامعه امروز ما به پختگی و آمادگی لازم برای درک و پذیرش این واقعیات دست یابد. و از دوستان محترم خواهش میکنم از طرد و رد عجولانه و بعضا اظهار نظرهای کوتاه و گذرا پرهیز نموده و لااقل کتابها و اسناد را با دقت بیشتری مطالعه کنند تا انشاالله اگر شبهه و ایرادی دارند. به یاری خداوند برطرف گردد. و یا اگر مطالبی در جهت خلاف این موضوعات هست ارائه دهند تا استفاده شود. ما به دنبال روشنگری و شفاف سازی هستیم. با توهین و بد و بیراه گفتن به یکدیگر نه تنها راه روشن تر نمی شود بلکه بر تیرگی اوضاع بیش از پیش افزوده خواهد شد. خداوند به همه ما فراست و کیاست کافی برای کشف و درک حقایق عنایت فرماید. یا علی مدد
نام:
ایمیل:
* نظر: