آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین
کد خبر: ۳۹۰۶۹
تعداد نظرات: ۸ نظر
تاریخ انتشار: ۰۱ تير ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۴
سوال رضا گلپور از خسرو تهرانی؛

"عماریون"-

ساعت 18 روز یکشنبه سی خرداد 1395 مراسمی در پلاک 12 خیابان ادوارد براون (مکان کانون

فرهنگ و اندیشه (کفا) درمیدان انقلاب تهران) برگزار گردید.



در اعلامیه های خبری و تبلیغاتی این مراسم که اعلام شده بود حضور در این نشست، برای عموم

آزاد است عنوان گردیده بود که سه سخنران مراسم در بررسی خروج مسلحانه 30 خرداد 1360

سازمان موسوم به مجاهدین خلق سعی در پاسخ دادن به سوالات زیر دارند:




ـ سازمان مجاهدین خلق چگونه به این اندازه از قدرت نظامی و شبکه میلیشیا و تعداد اعضا رسید

که توانست چنان مانور قدرتی را انجام دهد؟




ـ با این شبکه، این سازمان چه نقشی در انقلاب و حوادث پس از آن نظیر تسخیر سفارت آمریکا و

شورش‌های قومی و سایر رخدادها داشت؟

ـ نقش دستگاه‌های اطلاعاتی نظیر اطلاعات سپاه، اطلاعات نخست‌وزیری، اطلاعات ارتش و

سازمان مجاهدین انقلاب در کنترل شرایط و اقدامات تأمینی چه بود؟





ـ سازوکار تأمین مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی سازمان مجاهدین خلق تا مرحله خروج مسلحانه

چگونه بود؟

ـ عملکرد نیروهای خط امام(ره) در ایجاد شرایط و زمینه خروج مسلحانه و برخورد با بدنه اجتماعی هوادار سازمان چگونه ارزیابی‌ می‌شود؟

ـ نقش تعصبات اعتقادی و تشکیلاتی و هنجارهای اجتماعی و فرهنگی در شکل‌گیری زمینه های تکرار چنین حوادثی چه میزان است و چگونه قابل پیشگیری‌ست؟





صرف نظر از اشکالات فنی و محتوایی موجود در عناوین سوالات فوق بویژه سوالات آخر که قابل

تفسیر به تهدید نیز می باشد، در موعد مقرر, انجمنی با عنوان اندیشه و قلم با دبیری جلسه

توسط فردی به نام صباغ پور به نقد وقایع سی خرداد سال 60 با استفاده از حضور دو تن با نامهای

رسمی خسرو تهرانی و اکبر طاهری با عنوان اساتید دانشگاه و نیز آقای حجت درخشنده ،

کارشناس و پژوهشگر حوزه های تاریخی و امنیتی پرداخت.





از آنجا که برخی سایتهای خبری و رسانه ها در پوشش بحثهای مطرح شده توسط این چهارنفر ،

اشاره به تنشی نمودند که در هنگام طرح اولین پرسش خبرنگاران حاضر در جلسه (که توسط رضا

گلپور با اشاره به بخشهایی از وصیتنامه شهید سید اسداله لاجوردی) میان او و صباغ پور دبیر

جلسه بروز نمود؛...








از آقای گلپور خواستیم که در حاشیه پوشش خبری جلسه، مطالب مطروحه خود را بویژه با تمرکز

بر قسمتهایی که اجازه و امکان طرح در پرسش و پاسخ فوق را نیافت مطرح نماید که برایمان چنین

نوشت :





سلام و درود و احترام خود را تقدیم می دارم به شهید بصیر انقلاب اسلامی آسید اسدالله

لاجوردی که در وصیت نامه اش در زمان حضور در عملیات های جبهه های دفاع در برابر حزب بعث

عراق ( یعنی پس از زمانی که در دی ماه 1363 شورایعالی قضایی زیر فشارهای دستهای پنهان

استعمار و از آستین امثال شیخ ساده لوح حسینعلی منتظری و شیخ بعدها پشیمان صانعی و

امثالهم تصمیم به برکناری آن شهید گرفت )چنین مرقوم داشت :

خدایا تو شاهدی چندین بار به عناوین مختلف خطر منافقین انقلاب را ( همانها که التقاط به گونه ی

منافقین خلق سراسر وجودشان را و همه ی ذهن و باورشان را پر کرده و همانا ریا کارانه برای

رسیدن به مقصودشان دستمال ابریشمی بسیار بزرگ به بزرگی مجمع الاضداد به دست گرفته اند

؛ هم رجایی و باهنر را می کشند و هم به سوگشان می نشینند، هم با منافقین خلق پیوند

تشکیلاتی و سپس ... !برقرار می کنند ، هم آنان را دستگیر می کنند و هم برای آزادیشان و

اعطای مقام و مسئئولیت بدانان تلاش می کنند و از افشای ماهیت کثیف آنان سخت بیمناک می

شوند.هم در مبارزه علیه آنان ( و در حقیقت برای جلب رضایت مسئولین و نجات بنیادی آنان ) خود

را در صف منافق کشان می زنند و هم در حوزه های علمیه به فقه و فقاهت روی می آورند تا

مسیر فقه را عوض کنند) به مسئولین گوشزد کرده ام ... گفته ام که خطر اینان (مجاهدین

انقلاب) به مراتب زیاد تر از خطر منافقین خلق است چرا که علاوه بر همه شیوه های منافقانه

منافقین سالوسانه در صف حزب اللهیان قرار گرفته ...صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود در

آورده اند به گونه ای که عملاً عقل و اراده منفصل برخی تصمیم گیرندگان قرار گرفتند...




اما بعد حق مردم است که کسانی که در تریبونهای عمومی به تبیین مباحث می پردازند هویتشان

حداقل از نظر نام و نام خانوادگی و عناوین سجلّی و ثبت احوالی واضح و مشخص باشد... بنده

خواهش دارم میهمانان جلسه فوق یک کپی قابل استعلام سجلی مثل شناسنامه یا کارت ملی

را در اختیار افکار عمومی قرار دهند...سیر مدارک دکترا و پروفسوری پیشکش...






اشکالی دارد ما یک کپی شناسنامه از آقایی که با نام فیک یا جعلی یا مستعار مدعی استادی دانشگاه است ببینیم ؟











بنده سوال ساده ای را در جلسه یکشنبه از آقای سخنرانی که مدعی بود نامش خسرو تهرانی

است پرسیدم به این مضمون که رابطه او با فردی بنام کامبیز قنبری متولد 1333 (که در سازمان

موسوم به مجاهدین خلق به اسم تشکیلاتی خسرو قنبری معروف بود) در تهران چیست؟




بررسی دلیل اول ضرورت طرح سوال گلپور :


در اسناد تاریخی مربوط به خسروی سازمان مجاهدین خلق ( قنبری) چنین آمده : از شاگردان

مدرسه علوی و تحت تأثیر معلمش منتظر حقیقی (که در درگیری خیابانی سال 1350 کشته شد)

با اعضای سازمان موسوم به مجاهدین خلق وصل شده به گونه ای که محسن خاموشی در گفتگو

با وحید افراخته مهم ترین عنصر نظامی سازمان فوق در سالهای 1353 و 54 از قنبری نام می

برد.در نوروز 1353قنبری در سفری با دوستانش به زاهدان می رفته اند که مطرح شد در واژگونی

اتومبیلشان فردی بنام مرتضی کاشانی وحید کشته شده است.


در اوایل سال بعد (1354) پس از دستگیری محسن خاموشی که اعتراف می کند در سازمان

موسوم به مجاهدین خلق متخصص جعل اسناد ، قنبری است او توسط ساواک دستگیر و پس از

تحقیقات به ده سال حبس قطعی محکوم گردید.


در زندان بهزاد نبوی که با همت مادر درباری اش (هنگامه رضوی دربار) با وجود مستندات

3000نارنجک مکشوفه در پرونده اش از اعدام رهایی یافته (که خود اعلام داشته ابتدائاً در داخل

زندان با شهید رجایی و با تعلیمات شهید رجایی با احکام نجس و پاکی و نماز و روزه و دیگر

بدیهیات اسلامی آشنا شده است به قنبری توصیه می کند که نباید به مسعود رجوی وامدار

بمانند و بهتر است با افرادی نظیر شهید رجایی که بسیار دوراندیش و غیر قابل نفوذ است پایه

های گروهی را به نام امت واحده محکم نمود!


از قضای روزگار وقتی معلوم شد که رهبر کبیر انقلاب اسلامی تسلیم انحرافات جنایتکاران تحت امر

رجوی نخواهد شد بهزاد نبوی و همراهانش در امت واحده با شش گروه دیگر منشعب شده از

مجاهدین خلق گروه جدیدی را در دفاع از ولایت فقیه موسوم به مجاهدین انقلاب را چسبانیدند!




اقای بهزاد نبوی که در زندان اعتماد شهید رجایی ،شیخ حسینعلی منتظری ، شیخ اکبر هاشمی

نوقی و مرحوم مهدوی کنی و امثالهم را به خود جلب کرده بود پس از آزادی از زندان در زمان

انقلاب بلافاصله به کمیته انقلاب پیوست و قنبری را هم در کمیته انقلاب مرکز به کار گرفت...پس از

نخست وزیری شهید رجایی که بهزاد را به عنوان وزیر مشاور در امور اجرایی به کار گرفت این آقای

قنبری که سه سال همزندانی مشترک با بهزاد نبوی بودند به معاونت نخست وزیر در امور

اطلاعاتی و تحقیقاتی معرفی و تثبیت می گردد.


بماند که تیمسار ستمشاهی (منوچهر هاشمی ) آخرین مدیرکل اداره هشتم ساواک در مصاحبه

با حبیب لاجوردی در تاریخ 17 اکتبر 1985 نوار شماره 14 مجموعه تاریخ شفاهی هاروارد می گوید

که در دوران مسئولیت قنبری به عنوان معاون چند روزه شهید رجایی و معاون چند ساله

میرماسون موسوی بیش از 90 درصد کادر اداره هشتم ساواک در نهاد نخست وزیری میر ماسون

موسوی همچنان مشغول به کار بوده اند.



بررسی دلیل دوم ضرورت طرح سوال گلپور :

در پرونده رسیدگی به انفجار روز 8 شهریور 1360 در جلسه ی شورای امنیت کشور که منجر به

شهادت مستقیم محمدعلی رجایی رئیس جمهور و محمد جواد باهنر نخست وزیر و عبدالحسین

دفتریان ذیحساب مالی دولت و شهادت چند روز بعد هوشنگ وحید دستجردی رئیس شهربانی

جمهوری اسلامی ایران گردید پیگیری های دادستانی انقلاب اسلامی درباره این انفجار اگر چه به

دلایلی نظیر عدم امکان احضار یا بازداشت افرادی نظیر بهزاد نبوی (که پس از انفجار از وزیر مشاور

به وزیر صنایع سنگین ارتقا یافته بود ) و یا میر ماسون موسوی (که از سرپرستی وزارتخارجه به

نخست وزیری رسانیده شده بود) به دلایل شرایط بحرانی ناشی ازجنگ تحمیلی و مانند آن وجود

نداشت اما اطلاعات مهمی در باره متهمان میدانی این پرونده به دست آمده بود...در گزارش ویژه

اولیه دادستانی انقلاب تهران نام 21 متهم میدانی درگیر با پرونده به ترتیب ارتباط به این شرح به

چشم می خورد :


1- مسعود کشمیری

2- علی اکبر تهرانی

3- محمد کاظم پیرو رضوی (رئیس کمیته انقلاب مستقر در رکن دو ارتش)

4- ... خسرو قنبری

5- محمد محسن سازگارا

6- بهزاد نبوی (وزیر مشاور )

7- سعید حجاریان کاشی (معروف به مظفری)

8- مصطفی قنادها

9- حسن کامران

10- جعفر تهرانی

11- سیف الله ابراهیمی

12- جلیل رضایی

13- تقی محمدی

14- جلیل بیات

15- ناصر زلفی

16- بیژن تاجیک

17- علی قوچکانلو(نادر)

18- محمد دلنواز

19- سعادت رمضانی

20- محمود دلنواز

21- محمدجواد قدیری




در باره قنبری شماره 4 در اسناد منتشره چنین می خوانیم:

کامبیز (خسرو) قنبری :

قبل از انقلاب با عناصر بسیار مهم سازمان منافقین مرتبط بود(صفحه 304 پرونده)پس از انقلاب

عضو کمیته مرکزی و سپس سرپرست دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری بود...برخی از

اتهامات وی عبارتند از :





* انتقال نوارهای پیاده شده سرّی جلسات شورای امنیت از طریق نادر قوچکانلو (از معاونین بهزاد

نبوی) توسط رابط به یکی از اعضای سازمان منافقین بنام محسن جوان شجاع و از طریق نامبرده به

سازمان منافقین (ص 305 و ص 306 )


* تأیید صلاحیت ناصر زلفی از عناصر فعال ضد اطلاعات سابق و به کار گماردن نامبرده در دفتر

اطلاعات و تحقیقات و شورای امنیت در حالی که نامبرده قبلاً توسط سپاه پاسداران انقلاب

اسلامی از ستاد خنثی سازی کودتا تصقیه شده بود (ص 88)



* انتقال نوارهای سرّی شورای امنیت به ناصر زلفی (ضداطلاعاتی طاغوت)برای پیاده کردن در

منزل (ص 309)

* انتقال کشمیری عضو منافقین به دفتر مشاورت سیاسی اجتماعی وزیر مشاور (ص 82) و دفتر

اطلاعات و تحقیقات (ص 77) و نصب نامبرده به عنوان دبیر شورای امنیت کشور (ص 77 و ص 96 و

97)

محرز بوده است که علی اکبر تهرانی و محمد کاظم پیرو رضوی از عضویت کشمیری در سازمان

منافقین مطلع بوده اند (ص 94 )و هنگام انتقال کشمیری به نخست وزیری و نهایتاً شورای امنیت

رضوی حداقل مورد مشورت خسرو قنبری قرار گرفته بود (ص 75 و 76) از این گذشته برادری از

انجمن اسلامی دانشکده ی علوم تهران نیز چند بار ضمن تماس با نخست وزیری مسئله منافق

بودن کشمیری را گوشزد کرد که هر بار با توهین رو به رو شد پس خسرو قنبری طبیعتاَ باید در

جریان منافق بودن کشمیری قرار گرفته باشد چگونه باید باور کرد که با آن همه کانال های

تحقیقی (1- اسمعیل داودی 2- محمد کاظم پیرو رضوی 3- علی اکبر تهرانی 4- برادران سپاه

پاسداران انقلاب اسلامی 5-دانشکده علوم تهران 6- خانواده کشمیری که همگی به نوعی ارتباط

کشمیری را با سازمان منافقین می دانستند) قنبری را بدون اطلاع و تحقیق و شناخت در چنان

پستی حساس گذاشته و مسئول اطلاعات دولت کرده باشند؟



* مشارکت در صدور تفتیش منزل کشمیری و خارج کردن اسناد و مدارک بسیار مهم بدون اجازه

دادستانی در زمانی که کشمیری هنوز به عنوان شهید مطرح بود (ص221)

* ملاقات با متهمین زندانی ممنوع الملاقات مرتبط با انجار نخست وزیری بلافاصله یک روز بعد از

بازداشت آنها بدون کسب اجازه از بازپرس و داشتن مسئولیتی و تأکید به زندانی (علی اکبر

تهرانی ) مبنی بر اینکه تو نباید ببُری... و تقویت روحیه (نادر قوچکانلو سیف الله ابراهیمی و ...) با

این اظهار نظر که عوامل اصلی شناخته شده اند و شما یکی دو روز دیگر آزاد خواهید شد(ص 234 تا 236)




* مخالفت با اعزام تیم بمب یاب ارتش برای کنترل جلسات شورای امنیت که پیشنهاد شورایعالی

دفاع بود.قنبری به عنوان مسئول رده بالای کمیته اداره دوم باید جوابگوی عضویت و فعالیت منافقین

خلقی همچون جواد قدیری ، جمال میر شکرایی، مسعود کشمیری و ...در کمیته اداره دوم که هر

ماهه از نخست وزیری حقوق دریافت می کردند، باشد و مشخص کند که ضابطه ی پذیرش افرادی

چون جواد قدیری که کادر منافقین بوده و به اسناد به کلی سرّی دسترسی داشته چه بوده

است؟



* با توجه به اعترافات صریح علی اکبر تهرانی در اولین جلسه بررسی انفجار نخست وزیری که

قنبری هم شخصاً حضور داشته علی اکبر تهرانی پرده از منافق بودن و اسم رمز کشمیری (مجیب

و حنیف ) و ارتباطش با طریق الاسلام منافق معدوم برداشت و آقایان بهزاد نبوی و خسرو قنبری

(به جای پیگیری) وی را از جلسه اخراج کردند و به او دستور دادند که بیرون برود و این مطالب را

کتباً بنویسد ولی بعداً هیچ اشاره ای به این موارد نمی کنند.اولا آقایان از جمله قنبری هیچ اعترافی

به این قضیه نمی کند و ثانیا در تمام مراحل بازجویی های انجام شده از آقای خسرو قنبری ایشان

مطالب بالا را کتمان نموده است.



* اطلاع از متن گزارشات مأمور اطلاعات نیروی هوایی اعزام به خارج در مورد کانال خروج منافقین از

مرز و خروج ارز از ایران ، دستگاه کشف مواد منفجره و ... و عدم اقدامات لازم ( ص 312 تا 317 )



* فراری دادن جواد قدیری و کتمان و عدم ارائه اطلاعات جواد قدیری به مقامات و ارگانهای ذیربط

برای دستگیری او....

* ...

بررسی دلیل سوّم ضرورت طرح سوال گلپور :

در مورد آخرین بند اتهامی خسرو قنبری مورد اشاره فوق نیز در گزارش 50 صفحه ای شهید

لاجوردی که در دی ماه 1363 تهیه نموده بود چنین می خوانیم :



در شب ترور جناب آقای سید علی خامنه ای در مسجد ابوذر یکی از دوستان جواد قدیری به نام

مرتضی نیلی نامبرده را پس از انفجار در آن مسجد می بیند. پس از اینکه آقای خامنه ای را به

بیمارستان قلب انتقال می دهند، جواد قدیری ، مرتضی نیلی را با خود به خیابان می برد و ضمن

توهین های رکیک به شهید بهشتی و آقای خامنه ای به او می گوید: کار این رژیم تمام است.

اینها بزودی رفتنی هستند و مجاهدین خلق بزودی حاکم خواهند شد و تو به هیچ عنوان نباید در

دستگیری آنها شرکت کنی و ... (ترور آقای خامنه ای شش تیر هزار و سیصد و شصت و روز قبل از

جنایت انفجار حزب در هفتم تیر بود.) آن شب جواد قدیری مرتباً از حاکمیت قریب الوقوع منافقین

صحبت و مرتضی نیلی را تهدید می کند که دخالت در کار منافقین کند و تا پاسی از شب به

شستشوی مغزی او می پردازد. آخر شب به در منزل جواد قدیری می رسند (حدود ساعت یازده

شب شش تیر) و قدیری برای استراحت به منزلش می رود.


مرتضی نیلی پس از جدا شدن از قدیری بلافاصله با خسرو قنبری در دفتر اطلاعات و تحقیقات

نخست وزیری تماس می گیرد و خواهش می کند که همان موقع برای یک امر بسیار مهم به آنجا

برود و مطلبی را به قنبری بگوید اما هر چه نیلی اصرار می کند او نمی پذیرد و قرار می شود که

نهایتاً اول وقت فردا (هفت تیر) به نخست وزیری برود و مطلب خود را به اطلاع قنبری برساند.


صبح روز هفت تیر در ساعت شش صبح نیلی به اتفاق یکی از برادران حزب اللهی اصفهان به نام

مرتضی امینی به دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری می روند. خسرو قنبری به اتفاق محمد

(کاظم پیرو) رضوی و آقای پرورش و جمعی دیگر در آن ساعت جلسه داشتند. خسرو قنبری

بلافاصله از جلسه خارج می شود و مرتضی نیلی ماجرای شب گذشته جواد قدیری را تعریف می

کند و می گوید جواد صد درصد از منافقین خلق است. نیرو بدهید تا از منزل خارج نشده

دستگیرش کنیم.




خسرو قنبری ، محمد رضوی را صدا می زند و به مرتضی نیلی می گوید قضیه را به او هم بگو تا

ترتیب کار را بدهد. نیلی کل ماجرای جواد قدیری را برای رضوی هم تعریف می کند و نیرو می

خواهد. رضوی می گوید: نیرو می فرستیم. مرتضی نیلی می گوید تا نیروهای شما برسند من و

مرتضی امینی سریعاً به منزل جواد قدیری می رویم و اگر نیروهای شما هنوز نرسیده بودند و او از

منزل خارج شد دستگیرش می کنیم ولی شما هر چه سریعتر برای دستگیری او نیرو

بفرستید، رضوی موافقت می کند.


پس از استقرار مرتضی نیلی و دوستش جلوی منزل جواد قدیری با وجودی که ساعت ها می گذرد

ولی خبری از نیروی اعزامی نمی شود آن گاه به نوبت کشیک می دهند و یکی می رود و با محمد

رضوی برای پیگیری اعزام نیرو تماس می گیرد و مرتباً این جواب را می شنود که همین الان داریم

نیرو می فرستیم...






حوالی ظهر یک بنز به محل می رسد و هر دو مرتضی را دستگیر می کند و آنها هر چه التماس

می کنند که ما برای مأموریت بسیار مهمی اینجا هستیم و نخست وزیری به ما مأموریت داده و

کمیته اداره دوم در جریان کار ماست اعتنایی به حرف های آنها نمی کنند و آنها را به کمیته سعد

آباد می برند و در اتاقی زندانی می کنند و ساعت ها بدون انجام تحقیقات و یا هر گونه بازجویی

نگه می دارند. هر چه این دو برادر داد و بیداد می کنند که اقلاً بیایید بگویید با ما چه کار دارید و

برای چه ما را به اینجا آورده اید، هیچ خبری نمی شود حتی برادران می گویند با دفتر حضرت امام

تماس بگیرید آنها ما را تأیید می کنند، ولی باز هم خبری نمی شود.




حوالی ساعت چهار بعد از ظهر بدون هیچ گونه تحقیق یا سوال و چوابی نامبردگان را به همان

منطقه دستگیری شان می برند و رها می کنند. آنها بلافاصله با کمیته اداره دوم تماس می گیرند

و اعتراض می کنند که به چه دلیل نیرو نمی فرستید باز هم همان جواب قبل را می شنوند که

منتظر باشید نیرو می آید. حوالی ساعت هشت شب، یک بنز با سرنشینانی که همگی لباس

های شیک و صورت های تراشیده داشتند به منطقه می روند و به اتفاق وارد منزل جواد قدیری

می شوند و می گویند به چیزی دست نزنید تا اگر جواد برگشت بویی از قضیه نبرد بعد هم منزل را

به اتفاق ترک می کنند.


جواد قدیری هشت تیر شصت با کمیته اداره دوم تماس می گیرد و می خواهد با محمد رضوی

صحبت کند که به دلیل عدم حضور رضوی پیغام می گذارد به محمد بگویید من به قم رفتم و او

مواظب خودش باشد چند تماس تلفنی دیگر هم با جاهای دیگر می گیرد. نهایتاً در تاریخ 12/4/60

منزل جواد قدیری توسط تیمی از طرف محمد رضوی تفتیش می شود.





حبییب الله داداشی

فارغ التحصیل دانشگاه شریف، قبل از انقلاب عضو گروه مهدیون بود.پس از دستگیری توسط

ساواک در حالی که مجازاتش در حد اعدام بود با همکاری ساواک و لو دادن افراد در مدت کوتاهی

آزاد شد.بعد از انقلاب عضو شورای کمیته مستقر در اداره دوم مامور رسیدگی به اسناد به کلی

سرّی نیروی زمینی و فعال در وزارت کشور کمیته مرکزی ...مسئول گزینش وزارت صنایع و ....

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
انتشار یافته: ۸
علي
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۳:۲۸ - ۱۳۹۵/۰۴/۰۴
0
2
با تشكر از سايت وزين عماريون وجناب اقاي گلپور/ من اين موضوع را نمي دانستم كه پشت رونده انفجار نخست وزيري و ترور حضرت اقا چه كساني بودند/ خواهش مي كنم به حق خون شهدا اين قضيه را ول نكنيد/
من خودم اين متن رو كپي گرفتم و به دهها نفر دادم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۰۲ - ۱۳۹۵/۰۴/۰۵
0
2
تحلیل و اخبار شما در این گزارش مانند نود درصد دیگر اخبارتان یکسویه و مغرضانه و...تهیه شده است .
اگر راست می گوید افراد موصوف را در یک شرایط برابر دعوت کنید وبا یکدیگر مناظره ترتیب دهید.
از سوی دیگر در رسیبدگی به برونده های اتهامی برخی از افراد حکم برایت صادر شده و تکرار حرف های قبل از صدور این احکام ظلم وجفای در حق آنان است .
من این آقای حبیب الله دادشی را نمی شناسم اما چگونه است که به یکباره عکس او را در گزارش آورده و منعکس می کنید و اتهامات تندی علیه وی را طرح می سازید این آدم چه ارتباطی به گزارش شما دارد .خیلی آدمهای کینه توز و به تعبیر ماتهرانی ها نامردی هستید امیدوار سزای اینهمه افشاگریهای آمیخته به دروغ و افترا را خداونددر همین دنیا نصیب شما بگرداند. آمین یارب العالمین
مدیر پایگاه حبیب الله داداشی با نام مستعار مستدعی معاون و همه کاره محمد کاظم پیرو رضوی بود و مسئولیت اصلی پاک شدن گزارشهای مردمی علیه مسعود کشمیری به شمار میرود، مطالب مستند به خلاصه پرونده مکتوب شده توسط شهید مظلوم و دیدبان انقلاب اسلامی آسید اسدالله لاجوردی است.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۴۵ - ۱۳۹۵/۰۴/۰۵
2
0
عجیبه مگرنمی گویید سند داریم ... در حال حاضر قوه قضائیه و سایر نهادهای نظارتی که این مباحث را میشنوند ولی عمل نمیکنند .... مگه میشه سند داشته باشید محکوم نشوند!!!!! گلپور معمایی هستی عجیب
محسني
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۱۲ - ۱۳۹۵/۰۴/۰۶
0
2
ساين عماريون لطفا اين جلسات را قبلا اعلام كنيد تا بچه مسلمان ها هم حضور داشته باشند و افرادي نظير خسرو تهراني را به چالش بكشيم/ اين خود را شت تريبون هاي دانشگاهي پنهان كرده اند/ از بسيجي عزيز اقاي گلپور هم ممنون هستيم موشكافانه مسائل را پيگير هستند/ سالروز ترور امام خامنه اي بود، به موقعه مطلب زديد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۲۲ - ۱۳۹۵/۰۴/۰۶
1
0
اون حجت درخشنده کیه؟ اون هم همدست اینها است؟
مدیر پایگاه بر اساس تحقیق ما آقای حجت خواستگاه رزمندگی در بسیج و سپاه داشته و به تحلیل پژوهشی تاریخ انقلاب با گرایش اطلاعات و امنیت پرداخته است.
لیلی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۲۱ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۰
0
0
با سلام خدمت عماریون و بسیجی مجاهد حاج رضای گلپور و تشکر فراوان از زحمات و افشاگریهای به موقع و جهادی شما دوستان. من قبلا این مطلب را در یک گروه تلگرامی دیده بودم و از مطالعه آن بسیار بهره بردم. و همینجا اعلام می کنم که از برخورد بسیار متعصبانه و خصمانه عده ای کم اطلاع و ساده دل با این مطلب بسیار متأسفم و از صبر و بزرگواری برادر ارجمندم حاج رضا گلپور در برابر این افراد، بی نهایت تشکر و قدردانی می کنم. باید بگویم رفتار و برخوردها با ایشان پس از ارسال مطلب بسیار پرخاشگرانه و توام با بی انصافی بود و من شاهد مظلومیت و تنهایی و غربت ایشان در آن جمع بودم و دیدم که چگونه مورد هجوم قرار گرفتند و شاهد بودم که متأسفانه ایشان فرصت پاسخگویی نیافتند و با صبر بسیجی و انقلابی سکوت کردند. من برای این برادر بزرگوار در مسیری که در پیش گرفته اند از درگاه پروردگار سبحان آرزوی موفقیت، استقامت، شکیبایی و سلامتی روزافزون دارم. مولایم حیدر نگهدارتان باد
یا علی مددی
ابوحنيف
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۲۲ - ۱۳۹۵/۰۶/۱۳
0
1
مادر بهزاد نبوي شفيقه هرو آبادي است كه همسرش حسن نبوي با تولد بهزاد او را از خانه بيرونانداخت . هنگامكه بهزاد نبوي همرزم مصطفي شعاعيان دستگير مي شود ابتدا به اعدام محكوم. ميگردد اما با وساطت مادرش نزد مقدم به حبس ابد محكوم مي گردد . ضمنا همسر بهزاد نبوي هنگامه رضوي دربار مي باشد كه ذكر شده مادر بهزاد مطرح مي شود لطفا آنرا اصلاح مائيد.
ابوحنيف
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۴۱ - ۱۳۹۵/۰۶/۱۴
0
1
باسلام خدمت بزرگواران

"در زندان بهزاد نبوی که با همت مادر درباری اش (هنگامه رضوی دربار) با وجود مستندات 3000 نارنجک مکشوفه در پرونده اش از اعدام رهایی یافته "
هنگامه رضوي دربار همسر بهزاد نبوي مبباشد مادر بهزاد مرحومه شفيقه هرو ابادي ميباشد لطفا اصلاح نمائيد.
نام:
ایمیل:
* نظر: